بنام خدا
در عزای شه دین کرب و بلا می لرزد
نه همین کرب و بلا ، ارض و سما می لرزد
گوئیا ناله ی زهرا رسد از دور بگوش
کین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد
خبر مرگ حسین آمده بر سوی حرم
زین خبر قلب عزیزان خدا می لرزد
ذوالجناح شه دین غرقه بخون ، شیهه زنان
بس که خورده به تنش تیر جفا می لرزد
اسب بی صاحب شه چون به در خیمه رسید
سر وپا ، دختر شاه شهدا می لرزد
سر نورانی شه را چو سر نیزه بدید
زینب غمزده با شور و نوا می لرزد
ظالمی سنگ به پیشانی آن سرور زد
که از آن واقعه قلب اسرا می لرزد
(محسن کرب و بلایی) زغم شاه شهید
دلش از واقعه ی کرب و بلا می لرزد
به نقل از ارمغان کربلا -ص 217 -اثرطبع نادعلی کربلایی

